عبد الله قطب بن محيى

91

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

و تسميهء ايشان به عباد اللّه از روى اتصاف ايشان است به « رضا » براى آنكه رضا و ترك فضولى وظيفهء بندگى و افتادگى است ، و لهذا آنجا كه ايشان را به عباد لا سيّما كه مضاف است به رحمان تلقيب كرد وصف ايشان به اوصاف كه مبنى است بر لين و سكون فرمود ، قوله تعالى : وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً . « 1 » و چشمه‌اى كه براى ايشان به پاداش اين صفت آماده شده ، كافور نام دارد ، براى آن كه رضا بارد است و مقتضى سكون و طمأنينت ، بر عكس محبت ، چه محبت ، ارادت است و ارادت متوجه تحصيل مفقود است ، پس حارّ است و متحرك ، و رضا قناعت است و قناعت اكتفا است به موجود ، پس بارد است و ساكن . محبت روى به بيش دارد جهت ازدياد و لهذا گفته‌اند : محبت هميشه متعلّق به معدوم است و اگر متعلّق او موجود شد ، باز تعلّق او به دوام آن است كه معدوم است ! و رضا روى با خود دارد جهت اعتداد ، پس متعلّق او موجود حاصل است و چون اهل رضا بارد و ساكنند ، ملايم مذاق ايشان كافور است كه در غايت برودت است . و كسى سؤال نكند كه عادت اين است كه محرور را چيزهاى بارد دهند و مبرود را چيزهاى حار ، براى آنكه اين در حرارت و برودت غير غريزى است ، كه به ضدّ خواهند كه با حدّ غريزه آيد ، اما حرارت و برودت غريزى را امداد به مثل بايد كرد ، و لهذا اهل گرمسير را خرما گوارا آيد و چيزهاى شور . و حرارت اهل محبت و برودت اهل رضا و كيفيّت غريزى صحيح است كه هر چند افزايد اتقان بنيه و قوّت حيات بهتر بار آرد ، چنانچه آب هرچند سردتر باشد اين ادخل باشد در حفظ صورت مائى ؛ و آتش هرچند گرمتر باشد اين ادخل باشد در حفظ صورت نارى . بلى چنانچه

--> ( 1 ) . سوره فرقان ، آيه 63 « و بندگان خداى رحمان كسانىاند كه روى زمين به نرمى گام برمىدارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مىدهند » .